ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

2

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

اللّه خان آن وثيقه را باز پس دهند . ديلماج شركت نخست نزد امان اللّه خان رفت و او ديلماج را نزد خواجهء سياه‌آغا صالح رئيس پاسداران حرم شاه فرستاد . ارمنيان و بانيان‌ها نيز ناچار شدند كه هر چه را گرفته بودند دوباره به امان اللّه خان باز پس بدهند . افغانان حاضر نبودند اين چيزها را به همان بهائى كه در هنگام باز پس دادن براى آنها تعيين كرده بودند بپذيرند . از اين رو ارمنيان و بانيان‌ها ناگزير مىبايست با دادن اشياى اضافى اختلاف بها را جبران كنند . در اين حيص و بيص الماس‌خان از فرط نوميدى و افسردگى در 27 آوريل گلوى خود را چاك داد . و افغانان سر از تنش جدا كرده آن را در مقابل كاخ پادشاهى به نمايش گذاشتند . اسخارور « 1 » در اين باره نوشت : با الماس‌خان نيز به همان شيوه رفتار نمودند كه با بسيارى از كسان ديگر ؛ كه اشرف شايستگى كمترين خدمات آنها را نداشت . » امان اللّه خان در اين مقام چندان نپائيد زيرا دو روز پس از اين رويداد اين « درويش مغرور » را در حالى كه دستانش در پس پشت بسته شده بود از كاخ شاهى به خانهء زلىخان بردند . در آنجا پاهايش را به زنجيرى گران بستند و بر گردنش قلادهء آهنين زيبائى استوار ساختند . اين كار افغانان ، ايرانيان و بيگانگان را بسيار شادمان ساخت . چندى بعد غل و زنجير را از وى برگرفتند اما همچنان در خانهء زلىخان زندانى ماند . عموى او ملاباشى يعنى ميانجى را در يكى از اتاقهاى خانهء خودش محبوس ساخته بودند تا از تابش آفتاب مصون بماند ! او را گهگاه نزد شاه مىآوردند اما هلنديان از هدف اين كار آگاه نگشتند . تنها دريافتند كه دارائى مصادره شدهء امان - اللّه خان بسيار با ارزش بوده و برخى تخمينا ميزان آن را سيصد هزار تومان دانسته‌اند . اسخارور مىنويسد : « خدا را سپاس كه اين دومين امان « 2 » هم خانه خراب شد و بسيارى از مردم بىگناه از دست او خلاصى يافتند » . شاه اشرف كسان زير را به كارهاى بسيار مهم دولت برگماشت :

--> ( 1 ) - Schorer ( 2 ) - من نمىدانم نخستين « امان » كيست .